تبليغاتX
ஜ دوست داشتنی ஜ

ஜ دوست داشتنی ஜ

ஜ دنیای غم و غصه عشق ورودیشه همیشه با عشقه که غم و غصه شروع میشه ஜ

تــــــــــولد جیـــــــــگرم مبارکــــــــــــــ

سلاااااااااااااااااااااااام به دوست جونیای خودم
دو روز دیگه (9/15) تولد یه نفره
یه نفره جیــــــــــگر
یه نفر که خیلی بامرامه
یه نفر که مثل هیچکس نیست
یه نفر که لنگش تو دنیا پیدا نمیشه
یه نفر که لبخند هاش بوی طراوت بهار رو داره
تولده مهدی جونم ,همون متال بازخودم ,همونی که من به خاطرش برگشتم . . . 

!!
|^^^^^|
|^^^^^^^^^|
[*********]
یه کیکه خیلی خوش طعم با دو تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزار سال همین جشنو بگیریم
به خاطر وجودت به عشقه بودنت
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا یه آرزو کن بعدش شمعاتو فوت کن
 
آدرسه چند تا انیمیشن که کارای خودمه رو واستون به صورت نظر گذاشتم آخه اینجا امکان درجش نبود حتما ببینین امیدوارم  که هم مهدی جونم و هم شما دوستای نازنینم خوشتون بیاد
 
(..')/♥ ♥('..)
.\♥/. = .\█/.
_| |_ ♥ _| |_

این عکسم که فقط و فقط به عشق داداشی حسینم گذاشتم چون بهم گفت چرا مطالبی که میزاری بیشترشون از یاس و ناامیدی سرچشمه میگیره ؟ داداشی حسینم امیدوارم خوشت بیاد از متنش ,ولی مطمئنم از عکسش خوشت میاد . . .



راستی لازم به ذکره که بگم این آخرین آپ منه دیگه از این وبم از این دنیای مجازی خسته شدم یعنی خیلی وقت بود که خسته شده بودم ولی می خواستم آخرین آپم واسه تولد مهدی جونم باشه خیلی وقت بود که انتظار چنین روزی رو می کشیدم خدا رو شکر این روزم اومد و من دیگه باید برم دلم واسه همتون تنگ میشه 


خداحافظ همین حالا ،همین حالا که من تنهام........خداحافظ به شرطی که بفهمی ترشده چشمام

خداحافظ کمی غمگین ،به یاد اون همه تردید.......به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ ،نه اینکه رفتنم سادست........نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جادست

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها........بدونی بی تو و با تو ،همینه رسم این دنیا!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 15:30  توسط ஜ بهار ஜ  | 

امام حسین جونــــــــــم . . .

باز دلم غم گرفت دوباره ماتم گرفت
ماه محرم آمد دوباره عالم گرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 12:0  توسط ஜ بهار ஜ  | 

* * * * * * * *




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 15:20  توسط ஜ بهار ஜ  | 

. . . . . . . .


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 18:13  توسط ஜ بهار ஜ  | 

بهتـــــــــــــــــــــــرین ترانه . . .

بهترین ترانه رو من از چشای تو می سازم
تو قمار زنگیمون تو نباشی من می بازم
اگه باشی در کنارم با تو مالک دنیام
بی خیال غربت و غم بی خیال نور فردام
دوست دارم دوست دارم توی دنیا تو رو دارم
دوست دارم دوست دارم توی دنیا تو رو دارم
مث آسمون که تنها امیدش چندتا ستاره اس
دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوباره اس
از سر انگشت تو یعنی قصه ی خوب نوازش
هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش
جاده های مهربونی می گذره از تو نگاهت
روشنه شبای تارم با خیال روی ماهت

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 10:45  توسط ஜ بهار ஜ  | 

امام رضا جـــــــــونم . . .

دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی
کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 10:0  توسط ஜ بهار ஜ  | 

تنهام گذاشتــــــــی . . .

باز دوباره تنهایی و شب و سکوتت باز دوباره یاد تو و غم نبودت باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی رفتی و این بغضو توی صدام گذاشتی می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه می خوام بهت بگم نرو نرو مگه چی میشه بعد تو پرسه می زنم شبای سرد و خسته رو تو رفتی و من آهسته پشت سرت گفتم نرو ، نرو دل بکن از من و عشقم بذار دستامون جدا شن سهم من شبای تاریک سهم تو فردایی روشن مجبورم نکن بگم که به تو هیچ حسی ندارم آخه این دروغه اما دیگه چاره ای ندارم تو بدون تا آخر عمر از دلم نمیری هرگز نمی خواد که سخت بگیری خیلی ساده خداحافظ ، خداحافظ


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 11:25  توسط ஜ بهار ஜ  | 

می خوام بگـــــــم . . .

تنهایی مث یه بیماری می مونه
تنهایی قلب منو می سوزونه
تنهایی ریشه ی عمرو می خشکونه
ولی اون که باید
قدر این دل دیوونه رو نمی دونه

سلااااااااااااااااااام به دوست جونیای خودم می خوام بگم حال و روزم خیلی خوب شده همشم به خاطر همدردیهای شما دوستای گلم به خصوص داداشی خودم (مهدی متالیکا) بوده ,می خوام بگم دیگه از دنیا خسته نیستم ,می خوام بگم دیگه آرزوی مردن نمی کنم ,می خوام بگم ناراحت نیستم از اینکه به عشقم نرسیدم حتما به صلاح نبوده ,می خوام بگم تصمیم گرفتم دوباره آپ کنم فقط به خاطر قولی که به داداشیم دادم ,می خوام بگم آپای جدیدم با آپای قبلی فرق می کنه آپای قبلی به عشق یه نفر بود ولی آپای جدیدم به عشق تمام دوستای دوست داشتنیمه ,می خوام بگم من دوباره برگشتم از این به بعد دوباره باید منو تحمل کنین 
پس دوباره میگم ســــــــــــــــــــــلام

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت 11:0  توسط ஜ بهار ஜ  | 

قـــــــسمت نبود . . .

پای من خسته از این رفتن بود
قصه ام قصه ی دل کندن بود
دل که دادم به یارم دیدم
راهش افسوس جدا از من بود

سلاااااااااااااااام به دوست جونیای خودم دلم خیلی گرفته خیلی خستم ,خستم از این عاشقی ,خستم از این زندگی ,از همه چیز و همه کس خستم ,نمی دونم چیکار کنم ,بخندم یا گریه کنم , عشقم که قسمتم نبود ,دیگه من به چه امیدی زنده باشم ,واسم دعا کنین دلم می خواد بمیرم , فقط همین . . . . . 
خدا جون چرا نمی خوای من به عشقم برسم ,قسمت واسه من مهم نیست من فقط عشقمو می خوام آخه چرا خدا جون چرا من که واسه رسیدن بهش هر کاری کردم چرا نمی خوای من بهش برسم من با عشقم خوشبخت ترینم اینو از ته ته دلم میگم چرا نمی خوای خدا جون چرا . . .
دیگه این وب آپ نمیشه ولی اگه آپ شدین خبرم کنین بهتون سر می زنم 
خدانگهدار دوستای گلم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 17:0  توسط ஜ بهار ஜ  | 

نیمه ی جونـــــــــم . . .

هستی من یه قلب ساده که برگ توی دست باده
نداره از خودش اراده ای خدا
دلم تنگه نه نمی تونه نمی خواد دیگه تنها بمونه
آغوش خالیم رو عشق خیالم رو
کی می فهمه کی می دونه
نیمه ی جونم هر کی که باشه پای عشقش می میرم
نیمه ی جونم گم شده اینجا تک و تنها دلگیرم
واسم بخون قصه ی عشقی که ندیده حس میشه
نیمه تو جا موندی کجایی که هنوزم اسیرم
هر کی برای چند صباحی که شد رفیق نیمه راهی
نشد پا بند یک نگاهی ای خدا
من و تنهایی خونه دوتا چشمایی که نگرونه
پاییز بی بهارو بغض بی اختیارو
کی مفهمه کی می دونه
نیمه ی جونم هر کی که باشه پای عشقش می میرم
نیمه ی جونم گم شده اینجا تک و تنها دلگیرم
واسم بخون قصه ی عشقی که ندیده حس میشه
نیمه تو جا موندی کجایی که هنوزم اسیرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 22:0  توسط ஜ بهار ஜ  | 

عید فطـــــــر


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم شهریور 1390ساعت 22:30  توسط ஜ بهار ஜ  | 

مـــــــــاه رمضـان

بسم الله الرحمن الرحیم

یا علی یا عظیم یا غفور و یا رحیم انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر رمضان الذی انزلت فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان و جعلت فیه لیله القدر و جعلتها خیر من الف شهر فیا ذالمن و لا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین.


+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 8:8  توسط ஜ بهار ஜ  | 

از من نگـــــــــذر . . .

عاشق تر از قبلم بمون تو پیشم
دور از چشات هرگز آروم نمی شم
عاشق شدن خوبه اگه عشق تو باشه
تنهام نزار تا بی تو دنیام از هم نپاشه
از من نگذر نمی تونم چون وابستست به تو جونم 
محتاجم به نفسهات آخه دور از دستات تو زندونم
وقتی اگر باشی غرق تو می شم 
دور از چشات هرگز آروم نمی شم
از غم دلم دوره آخه تویی امیدم
دیگه دوریت محاله واست جونمو میدم
از من نگذر نمی تونم چون وابستست به تو جونم 
محتاجم به نفسهات آخه دور از دستات تو زندونم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390ساعت 11:35  توسط ஜ بهار ஜ  | 

هدیـــــــه به تو بابایی . . .

بوی لاله بوی شبنم میده دستت
بوی احساس و محبت میده دستت
بوی رحمت بوی زحمت میده دستت
بوی الفت بوی نعمت میده دستت
پدر قربون دستت
توی اوج خستگی بشاش رویه
مهربانانه ترینه خلق و خویه
همه ی عالم یه گوشه تو یه گوشه
من بشم قربون هر تاری ز مویت
پدر قربون دستت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 8:51  توسط ஜ بهار ஜ  | 

دلـــــــم گرفته . . .

پای پنجره نشستم کوچه خاکستری باز

زیر بارون من چه دلتنگمت امروز

انگار از همون روزاست

حال و هوام رنگ توئه

کوچه دلتنگ توئه

دلم گرفته دوباره هوای تو رو داره

چشمای خیسم واسه ی دیدنت بیقراره

این راه دورم خبر از دل من که نداره

آروم ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم

جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم

این دل تنهام دوباره هوای تو رو داره

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 11:23  توسط ஜ بهار ஜ  | 

به دلـــــم موند . . .

به دلم موند یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت
کاشکی تو نگاه آخر اشکو تو چشام می دیدی
تو چی کردی با دل من عشقمو لایق ندیدی
قلب تو انگار که نشنید التماس اون چشامو
تو چی کردی با دل من ندیدی غم صدامو
به دلم موند یه بار یه روز یه جایی بگی می خوامت
بگی فقط واسه من عزیزی و بس چشام به نامت

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 19:23  توسط ஜ بهار ஜ  | 

دوســـــت دارم . . .

من نباشم یه خار گل جامو تو قلبت می گیره
تو نباشی یه دسته گل جلو چشم من می میره
من همونم که ساعتا براش بیدار مونده بودی
تا که چشاشو می دیدی یه هفته خواب رفته بودی
دوست دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه
دوست دارم خیلی زیاد آخه دلم تو رو می خواد
دوست دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه
دوست دارم خیلی زیاد آخه دلم تو رو می خواد

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 10:29  توسط ஜ بهار ஜ  | 

عـــــزیزم . . .

عزیزم می دونم هرگر منو تنها نمی زاری
نه هوای کینه داری نه خیال غصه داری
عزیزم می دونم تو منو هیچ وقت تنهام نمی زاری
آخه تو واسه من همیشه پر از عشق و پر و بالمی
تویی تو نفسم تویی تو همه امید و آرزوهای من 
تویی تو تویی تو تویی تو
تو همیشه با دلی که پر از حضوره عشقه
چشم به راه من نشستی مونس تو قطره اشکه
عزیزم می دونم تو منو هیچ وقت تنهام نمی زاری
آخه تو واسه من همیشه پر از عشق و پر و بالمی
تویی تو نفسم تویی تو همه امید و آرزوهای من 
تویی تو تویی تو تویی تو


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم خرداد 1390ساعت 9:54  توسط ஜ بهار ஜ  | 

هـــــدیه به تو مامانی . . .

بی تو میمیرم چشماتو نبینم 
دستاتو نگیرم مادر تنهاترینم
دنیا تو مشت منه وقتی دعات پشت منه
فردا مال منه وقتی با تو باشم
بی تو میمیرم عشقم تو یه دریایی و من یه تشنم
بیا بغض گلومو بشکن بی تو میمیرم
من تنها بی تو نمیرم روزی صد دفعه برات میمیرم
دستای پاک تو رو می گیرم به تو اسیرم
وقتی تنهام پیشت میشینم
همه عشقو تو چشات می بینم
گل نثارتو به پات می ریزم
ای مادرم
بی تو تنها تو تابوتم من وقتی با منی داگوتم من
غم چشمات چه داغونم کرد من تو رو می خوام
مادر مادر خوبم اسمتو به قلب می کوبم
بهشت زیر پات گم شده آخر
چیزی که سخته نبود مادر


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 13:46  توسط ஜ بهار ஜ  | 

ماتـــــم . . .

تو دلیل گریه هامی هر جایی میرم باهامی
تو همون رویای شیرینی که دلیل خنده هامی
هر جا باشی پا به پاتم همیشه تو لحظه هاتم
من یه روحم که سرگردون اون ناز چشاتم
تا که یک ناله ی گریون تو طنین خنده هاتم
با یه ماتم پا به پاتم
هنوز که هنوزه قلبم باز از تو می خونه هر دم
با اینکه من زیر خاکم تو فکرت همیشه غرقم
هنوز که هنوزه چشمم می باره از داغ عشقم
با اینکه من زیر خاکم به فکرت همیشه تشنم
اگه چشمات منو می خوان تو بیا پیشم بمون
اگه دستات منو می خوان تو بیا واسم بخون


+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390ساعت 12:50  توسط ஜ بهار ஜ  | 

یــــکی هست . . .

یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه
نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه
یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه
یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه
یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم  درو که میبست میدونستم که میمیرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم
میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا
سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار
دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 12:0  توسط ஜ بهار ஜ  | 

ســـــایه . . .

تو مث سایه ای که هر لحظه باهامی
من دارم حس می کنم رو شونه هامی
من می خوام داغون بشم اشک بریزم
گریه هم نمی کنم چون تو چشامی
وقتی احساسمو قلبمو گذاشتی تنها
من مث یه سنگ شدم کنار دریا
که بهش آبی نمی رسه ولی باز
منتظر می مونه تا طلوع فردا
دیگه دستات واسم گرمی نداره
حرفات واسم معنی نداره
من آره یه بیقرارم
که تو رو دیگه دوست ندارم
نیا سمتم نیا
از من دور شو که بی تو عمرا دیگه کم نمیارم


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 12:37  توسط ஜ بهار ஜ  | 

آرزوهـــــا . . .

امشب میخوام که بشینم از آرزوهام بنویسم

امشب میخواد قصه ی مارو تا صبح بنویسه دل بی سر

باور کن گریه هامو شادی کن که نمیبینی خنده هامو 

گریه هامو بزار اول خنده هاتو بزار آخر

آرزوهامو تماشا کن که بی تو در چه حالم

آرزوم بود که عروس لحظه هات شم

من دلیل لحظه لحظه خنده هات شم

آرزوم بود کم کم منو ببینی

به خدا یه ذره خوبیت بسه واسم 

گریه هامو بزار اول خنده هاتو بزار آخر

آرزوهامو تماشا کن که بی تو در چه حالم

گریه هامو بزار اول خنده هاتو بزار آخر



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1390ساعت 8:54  توسط ஜ بهار ஜ  | 

عاشــــق شد . . .

عاشق شد دوباره دلم تو کویر قلبم تو زدی جوونه
باروون زد تو شب کویر واسه دل تنگم تو شدی بهونه
حالا که بی قرارمی می خوام بگم عشقت پایه تو می مونه
ممنونم از اون چشایی که اگه نبینه منو نگرونه
حالا شد حالا شد دیگه دلت پر زد واسه دل ما شد
حالا شد حالا شد دیدی همه دنیا دیگه مال ما شد
دستاتو تو بده به من می خوام با تو باشم تا آخر دنیا
دنیامی اینو می دونی تو برام عزیزی مث گل صحرا
مهتابی تو شبای من میون یه دنیام ستاره ای زیبا
خوشحالم به خوشی تو که سایه به سایه کنارمی هر جا
حالا شد حالا شد دیگه دلت پر زد واسه دل ما شد
حالا شد حالا شد دیدی همه دنیا دیگه مال ما شد


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 0:0  توسط ஜ بهار ஜ  | 

فرشـــــته . . .

یه فرشته توی قلبم خونه کرده
که با احساسش منو دیوونه کرده
وقتی که چشماشو دیدم جا خوردم
آخه این دل واسه چی بهونه کرده
تو بیا دعا کنیم بارون بباره
که غمو از چهرمون پایین بیاره
که همه جا پر بشه عطر تن تو
آخه دنیا غیر تو مگه چی داره
تو چرا برای من نشونی داری
یه لحظه برای دیدنم آروم نداری
می دونم دلت می سوزه وقتی نباشم
پس نگاتو توی چشمام جا نزاری


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390ساعت 18:21  توسط ஜ بهار ஜ  | 

غریـــــبه . . .

به تو گفتم که تویی جفتم
نگرانی های من و تو حس میشه
وقتی نگام به نگاهتو چفت میشن
با تو بودن همه بدیهارو یادم برد
وقتی دیدم تو هم بدی ماتم برد
دنیای غم و غصه عشق ورودیشه
همیشه با عشقه که غم و غصه شروع میشه



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 18:7  توسط ஜ بهار ஜ  |